“درمان” یا همان آسیاب روستا که توسط شخصی به نام “حاج حسن پاشازاده” در روستای نوجه ده احداث شد. البته در اولین سال با شراکت ۱۲ نفر خریداری شده بود و بعد توسط ایشان به صورت فردی خریداری و اداره شد. آسیاب در یک بنای قرار دارد که قبل از اینکه آسیاب را خریداری کنند آنجا بنای مسکونی بود. به نقل از ریش سفیدان روستا، قبل از آسیاب کنونی اهالی آبادی گندمها را به نزدیکی های شهرستان خلخال یا حیران می بردند و آسیابی آبی در آن منطقه وجود داشت، آسیاب آبی با پره های بزرگ که تحت فشار جریان آب ، تسمه را می چرخاند و سنگها را حرکت می داد،بدین صورت آرد کردن گندمها انجام می شد . موتورآسیاب دارای تسمه ای بود که این تسمه، آب سرد را از حوض به موتور (برای خنک کردن موتور) و آب گرم را از موتور به حوضی به ابعاد ۳×۳ انتقال می داده که آب این حوض توسط افرادی که در آسیاب مشغول به کار بودند ریخته می شد . موتور آسیاب به صورت دیزلی یعنی با گازوئیل کار می کرد و وقتی آسیاب را روشن می گردند صدایی سرتاسر روستا را فرا می گرفت که این صدای موتور آسیاب شبیه صدای دارگوب بود.آسیاب نوجه ده متشکل از یک بالکن ، موتور ، قیف و حوض آب بود که در ذیل چگونگی فعالیت آن تشریح داده شده است:

گندمها را بصورت گونی بزرگ به بالای بالکن می بردند و در داخل آن گندمها را می ریختند،گندمها از بالکن به قیفی که در آنجاست سرازیر می شد و با کم شدن گندم در قیف،گندم داخل بالکن ریخته می شد و در پائین این قیف درجه ای با حد بالا ، متوسط ، پایین تعبیه شده بود که بعد از این درجه ها ،دو سنگ بزرگ با شیاری که بین این دو بود سنگها روی هم قرار داشتتند وعامل اصلی خرد و آرد کردن گندمها همین سنگها بودند که توسط درجه ها کنترل می شدند، مثلاً با درجه ی بالا سنگها به هم نزدیک می شدند و در اثر سائیدن این دو سنگ اصطکاک ایجاد می شد و باعث سوختن و غیر قابل استفاده شدن آرد میگردید واین مسئله باعث می شد که در هنگام پختن،نان مرغوبی تهیه نشود و اگر درجه را در حد پایین قرار دهند فاصله سنگها از همدیگر کمی دورتر می شد و باعث ناخالصی آرد می گردید بدین معنا که خرده ریزه های  گندم در داخل آرد به خوبی معلوم می شد و بدین صورت باید آسیاب را در درجه متوسط قرار داد که نه آرد سوخته و قابل استفاده برای حیوانات نشود و نه گندم بصورت خرده ریزه ها باقی بماند .

آسیاب نوجه ده در تمام ایام هفته فعال بود و حتی از همسایه های روستا مانند خانکندی وکنازق، تازه کند، سربند، ساقصلو و بعضی مواقع از گیلانده هم گندم هایشان رامی آوردند و به آرد کردن گندمهایشان می پرداختند و در آن زمان واحد اندازه گیری وزن آرد ها کیلو یا من (باتمان) بود، بدین صورت که هر ۶ کیلو را یک من (باتمان) می گویند و هر ۹۰ کیلو را۱۵من محاسبه می کردند.

محقق و نویسنده : طاهره بدخشان

 

  • RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

کمک یک میلیارد ریالی بانک ملی به مدارس روستا/احداث کتابخانه

کمک مالی یک میلیارد ریالی بانک ملی ایران به توسعه ...

نوجه ده در نقشه گردشگری استان اردبیل

نام روستای نوجه ده در نقشه گردشگری استان اردبیل که ...

تصویری از تله مبارزه با حشرات مزرعه

تصویری ازآبیاری مزرعه سیب زمینی و تله مبارزه با [حشرات مزرعه] روستای ...

بیوگرافی داوود قنبری نوجه ده، بازیگر سینما و تلویزیون

💢بیوگرافی بازیگر سینما و تلویزیون: «داوود قنبری نوجه ده» فرزند محبوب ...

دریاچه سوها نگین آبی کوه های نمین+تصاویر

📸سوها (که سوآ هم تلفظ می‌شود) نام روستایی کوچک در ...

توييتر ما

No public Twitter messages.

حاميان ما