قادر، جوانی ۱۷ ساله از دیار سترگ قامتان سبلان فرمانده گردان شهید مصطفی خمینی در عملیات بیت المقدس بود؛ او ۷۵ ماه از زندگی اش را در میان آتش، خون، توپ، تانک و مسلسل گذرانده و با پیمودن کیلومترها فاصله خود را از شمالی ترین نقطه به جنوبی ترین نقطه ایران رسانده تا از نزدیک شاهد لبخند بزرگ‌ترین نماد مقاومت و مهم‌ترین سمبل فتح و پیروزی ایرانیان باشد؛ این فرمانده دلاور و شجاع که حالا دوران میانسالی خود را سپری می کند از آن روزهای خرمشهر می گوید؛ مشروح کامل گفتگوبا این فرمانده جوان دوران دفاع مقدس از نظرتان می گذرد.

وقتی باخبر شدم قرار است عملیاتی برای آزادسازی خرمشهر انجام شود با اصرار راهی منطقه عملیاتی شدم اما وقتی به اهواز رسیدم، مرحله اول عملیات بیت المقدس تمام شده و من با تمام وجودم جاماندن از قافله را حس کردم انگار که غربت و دلتنگی تمام وجودم را تسخیر کرده باشد؛ این حس غربت را هیچ وقت در طول ۷۵ ماه حضورم در جبهه حس نکردم.

با جاماندن از مرحله اول عملیات بیت المقدس خودم را برای حضور در مرحله دوم عملیات آماده کردم و به گردان شهید مصطفی خمینی که همه بچه های آن اردبیلی بود، پیوستم.

گردان شهید مصطفی خمینی یک هفته ای نزدیک شلمچه مستقر بود و ماموریت داشت تا حلقه محاصره خرمشهر را از سمت شلمچه تنگ تر کند؛ شلمچه نزدیکترین نقطه ای بود که عراقی ها برای رسیدن به بصره داشتند و نیروهای بعثی برای فرار از حلقه محاصره و عقب نشینی خود را به این منطقه می رساندند تا راهی بصره شوند.

ما ماموریت داشتیم در همان نقطه بمانیم و جلوی فرار نیروهای عراقی را بگیریم و در این بین عراقی ها هم با گلوله های توپ و گاهی هم با ترکش های خمپاره از ما پذیرایی می کردند.

نیروهای بعثی گاهی هم خود را بی محابا به زاینده رود می زدند و غرق می شدند و بعضی ها هم به اسارت در می آمدند.

 ظهر یکی از این روزها بود که رادیو اعلام کرد توجه توجه خرمشهر آزاد شد، با شنیدن این خبر همه نیروهای گردان “فریاد الله اکبر خمینی رهبر” سر دادند؛ شادی و سرور تمام خط را فرا گرفت و بغض های شادی ترکید و اشک شادی از گونه ها جاری شد؛ با این خبر گردان مصطفی خمینی جان تازه ای گرفت و به افتخار این نصرت صدای شلیک تیرهای هوایی و آواهای غرور انگیز الله اکبر تمام منطقه را فرا گرفت.

حوالی عصر بود که با “حجت فتوره چی” سوار بر موتور به طرف داخل خرمشهر حرکت کردیم؛ دو طرف جاده ورودی خرمشهر پر بود از اسرایی که با عرق گیر و پارچه سفید در دست حرکت می کردند و مدام می گفتند الموت الصدام ….

باد آرام می وزید و موهای مرا که ترک موتور بودم به بازی می گرفت و من با مهارت چاله های گلوله توپ را یکی پس از دیگری رد می کردم تا به داخل خرمشهر برسم.

 ورودی شهر که رسیدم فریاد بی صدای شهر ویران شده و نخل های بی سر را می شد با تمام وجود حس کرد؛ همه جا به تلی از خاک و خاکستر تبدیل شده بود خبری از خرمشهر زیبا و آباد نبود؛ سیم خاردار های عنکوبتی در همه جا دیده می شد، مین های تلویزیونی و نبشی ها در همه جای این شهر لانه کرده بود تا در این شهر حتی پرنده هم حق پرواز نداشته باشد.

جنازه های سوخته، کلاه خودهای آهنی و جعبه مهمات های رها شده، پوکه های سرگردان و آجرپاره ها همه جای خرمشهر را فراگرفته بود؛ حس عجیبی داشتم با آن که خرمشهر تلی از خاک بود اما باز هم، همچون نگینی پر تلالو می درخشید؛ انگار تمام خرمشهر لبخند می زد.

از کوره راههایی که بعثی ها برای عبور گذاشته بودند رد شدم و خود را به مسجد جمعه خرمشهر رساندم، تا چشمم به گنبد بی نصیب نمانده از گلوله های تانک دشمن افتاد بی اختیار دلم بی تاب دیدار معشوق شد و سجده شکر به جای آوردم.

جمعی ۵۰نفری از نیروهای ایرانی داخل مسجد بودند و از فرط شادی آزادسازی خرمشهر مسجد را می بوییدند و می بوسیدند و سجده شکر به جای می آوردند، فریاد الله اکبر لحظه ای قطع نمی شد.

                                      

این فرمانده دوران دفاع مقدس از این ناراحت است که چرا واکاوی و بازگویی خاطرات جنگ و دوران دفاع مقدس فقط به هفته دفاع مقدس و برخی روزها محدود می شود در حالی که تکرار هر روز هشت سال دفاع مقدس، تبیین فرهنگ ایثار و شهادت از ضروریات است.

قادر تکریم که بهترین خاطره زندگی اش را دوران دفاع مقدس می داند معتقد است: ادامه راه شهدا با شعار و حرف عملی نمی شود و باید در عمل و با همت همگانی ایثار ها و رشادت های دوران دفاع مقدس را به نسل امروز منتقل کنیم.

او که با اراده پولادین به نبرد با متجاوزگران خاک و ناموس وطنش پرداخته معتقد است: نسل امروز هم نشان داده که در مواجهه با تهدیدها و فشار های دشمن همچون رزمندگان هشت سال دفاع مقدس با رشادت عمل می کنند و اراده قوی دارند.

این یادگار دفاع مقدس یقین دارد که جوانان با اراده و ایمان قوی ایران اسلامی را به بالاترین جایگاه در همه عرصه ها خواهند رساند./منبع: سبلانه

۴ ديدگاه

  1. +1 Vote -1 Vote +1مهمان
    می‌گه:

    برادر عزیز نگارنده این مطلب
    سلام
    متاسفانه در جامعه امروز ایران، افرادی که زحمت‌کشان واقعی جنگ و جبهه بوده‌اند به گوشه‌های خلوت خزیده‌اند و قهرمانان صف‌شکن دیروز، بی‌مدعایان ساکت امروزند. قلبی توفنده دارند و صدایی برنمی‌آورند. روایاتی را که خود بازیگرانش بودند از زبان دیگران می‌شنوند و به آهی سرد بسنده می‌کنند.
    شور و شوق بسیجی بزرگوار و محترم مورد نگارش و نیت پاک ایشان بر همگان قابل احترام است اما بدانید که در حوالی شما دلاور مردانی بودند که قهرمانان واقعی داستان‌های رزم هشت ساله ایران و عراق‌اند و دستانی پینه‌بسته از تانک و تفنگ دارند. دلاورمردان آغشته به باروت و خون بودند و جای پایشان را در نبردهای نامنظم کردستان، مهران سردشت،‌ تپه‌شهدا و تمام طول نوار جنگ با عراق می‌توان یافت. لطف حق سپر نفوذناپذیرشان بود و مناجات شبانه و روزه‌های سخت در بیابان‌های بی آب و علف پاسخ بنده به معبود. دلاوری‌هایشان را نیز از همرزمان بشنوید دلچسب‌تر خواهید یافت.
    روستای شما مفتخر به داشتن چنین دلیرانی نیز هست. از دوستان شورا بپرسید شاید بدانند. مختار، فقط …، فقط بنده خدا ارتشی بود.
    راستی یکی دیگر همین بچه دهاتی‌هایتان بسیجی بود. اسم این یکی را هم می‌گویم، قربان، خط شکن بود. باورتان می‌شود. مین خنثی می‌کرد. زنگ می‌زدند یک راست از سفر زیارتی نیمه کاره مشهد به میدان مین می‌شتافت. بسیاری از همرزمانش شهید شدند.
    او هم زنده است. او هم ساکت است.
    اگر تریبونی ساختید، نامشان را ببرید. داستان رزمشان برای بچه‌های روستا غرور آفرین است.

  2. سلام
    خدا حقظشون کنه اونها عزیزترن یادگار ِ بهترین دوره تاریخی ایرانن، دوره اقتدار و عزت و ما این امنیت امروزه رو مدیون این عزیزان هستیم

    ادمین جان !
    پیشنهاد مهمون رو عملی کن، برامون بسیج و ارتش و سرباز و سردار همه ارزشمندن اگه میتونی با قربان و مختار و پسرهای حاج فرمان قلیزاده (احمدشون توی شلمچه گل کاشت)و احد سلطانی (پسر احمد آقا سلطانی)و علی طالعی(پسر محمد باقر طالعی) محمد قلی سلطانی و علیقلی سلطانی و حاج بایرام طالعی و…………….خیلی های دیگه که نمیشناسیمشون و فراموششون کردیم مصاحبه کن خاطراتشونو جمع آوری کن و اگه میتونی بصورت کتاب یا جزوه چاپش کن تا هم خاطراتشون مدون بشه و هم باقیات صالحاتی برای شما باشه
    ممنون

  3. Vote -1 Vote +1ودود طالعی
    می‌گه:

    جالب بود.

  • RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube

تصاویری از عزاداران حسینی نوجه ده در ایام محرم 96

📷 تصاویری از اجتماع عزاداران حسینی ، روستای نوجه ده در ...

لوگوی جدید کانال نوجه ده نیوز

💢لوگوی کانال "نوجه ده نیوز" از طرف هنرمند گرامی جناب ...

"معصومه رنجبر نوجه ده" بر سکوی قهرمانی جهان ایستاد+تصاویر

سومین دوره مسابقات قهرمانی #نونهالان_جهان ؛ "معصومه رنجبر نوجه ده" بر ...

انتخاب اثر هنرمند نوجه ده ای در فستیوال جهانی پوستر آرژانتین

🎖پوستر هنرمند کشورمان جناب "فریبرز اسمعیلی نوجه دهی" بعنوان پوستر ...

توييتر ما

No public Twitter messages.

حاميان ما